ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

همه چیز آرومه...

1392/9/13 15:37
نویسنده : ندا
362 بازدید
اشتراک گذاری

خدا رو شکر بحران گذشت...

می گم ابوالفضل چطوری؟ می گی اینطوری و اونطوری... دستات هم خیلی بامزه به راست و چپ می بری...

شعر دکتر چه مهربون رو از شنبه25آبان کامل خودت به تنهایی می خونی...

از بعد از بیمارستان یه سری اخلاقهای خاص پیدا کردی، مثلا وقتی از یکی عصبانی می شی بعد از گفتن پسر بد می گی برو خونتون،  حتی به مامان جون خونه ی خودشون می گی برو خونتون اینجا خونه ی من و مامان نداست...

یکی از پاهای اسب کوچولوی باغ وحشت شکسته، نشستی براش الله محمد میخونی خوب بشه...

بادیدن مرد عنکبوتی عاشق اون شدی و می گی من مرد عنکبوتیم...

تقریبا از فیلمها و کارتونها درک موضوع اصلی و داری... داری با مامان جون سریال می بینی زنه گریه می کنی می گی مامان جون الان شوهرش اومد دیگه ناراحت نیست...!

عشق پلیسی واسه همین چند باری مجبور شدم بریم پیش پلیسها و تو بهشون سلام کنی و بهشون دست بدی...

صبح بیدار شدی هوس تفیلا(پفیلا) کردی...

پوشک گرفتنت که با موفقیت همراه بود با بحران بیمارستان کمی دچار نوسانات شده...

6آذر ازم خواستی یه تفنگ بزرگ برات بخرم و به عشق این تفنگ خونه رو کلی جمع کردی و تو راه بی قرار رسیدن به تفنگت بودی...

به مامان جون می گی مام جون به من می گی مامان ندا...

از دیروز گیلی گیلی می کنی و قلقلکم میدی...

دلت برای باباجون تنگ شده بود می گی باباجون ایشاالله بیاد از مسافرت...

دیروز ادای بابامحسن و در میاوردی و می گفتی من بابامحسنم...

چند باری صدای در خونه ی همسایه اومد گفتی مامان ندا فکر کردم بابا محسن اومده...

1

بعد از بیمارستان این شده ژستت هی اینطور می خوابی می گی ازم عکس بنداز...

2

اینم ماشینهایی که عمو حافظ برات گرفته و براشون اتوبان درست کردی...

3

4

5

اینم همون تفنگت...

6

اینم عکس دیروزت...

7

با خاله ها رفتیم طبیعت واسه عکاسی که عکسهاشو تو ادامه مطلب میذارم...

8

عکسها تو ادامه مطلب...

و این هم عکسهای مامان و خاله ها...

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

مامانا منتظر نظراتتون هستم...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (5)

مامان مونس
16 آذر 92 0:43
عزیزم چه پسر نازی تفنگشم کنارش خوابونده.اگه تونستید به وب نی نی هام سر بزنید جواب:ممنون، به روی چشم
نسم مامان آرتین
16 آذر 92 11:14
خدارو شكر حال پسري خوبه واي ندا جون دستت درد نكنه اما عكسهاي 8-11-15 فوق العاده هستند واقعا از ديدنشون سير نميشم جواب: واقعا ممنونم از اینکه با این دقت نگاه کردی ممنونم
خاله منا
19 آذر 92 13:08
خاله قربونت بره عزیزم دوستتون دااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم
مامان ملینا
20 آذر 92 9:06
سلام عزیزم،چه عکسهای زیبایی گرفتین .عکسهای هنری واقعا زیبا. اوبالفضل جان تفنگ جدید هم مبارک باشه . جواب:سلام مامانی ممنونم بابت نظر و تبریکت
نوشين مامان آريا
24 آذر 92 9:26
عزيز شيرين زبون قربون ژستت جواب: مرسی گلم